بارنوسکی و همکارانش در اطراف استرالیا شواهدی پراکنده یافتند که نشان می داد انسان تنها مسبب انقراض است. بارنوسکی اظهار داشت: داده ها برای اهالی قاره سطحی و کم ارزش هستند. اگرچه در حدود یکصد سال انسانها همیشه و به طور قطع در صحنه بوده اند و بسیاری معتقدند که آتش سوزی های انسان به اندازه شکار کردن های مستقیم می تواند در انقراض موثر باشد اما تغییر آب و هوایی کوچکی نیز در حین انقراض- بین 40 تا 50 هزار سال پیش- در حال انجام بوده است. وی افزود: این امکان وجود دارد که یک "sitzkrieg" گسترده باعث انقراض پستانداران بزرگی چون؛ کانگروها، ومبتها، شیر کیسه دار (Thylacoleo carnifex) و بزرگترین کیسه دار شناخته شده؛ دیپروتودون (Diprotodon) به وزن 2-21 تن گردیده است.
در جایی دیگر فعالیتهای انسانی با درجه کمتر یا بیشتر در همراهی با تغییرات آب و هوایی منجر به انقراض شده است. در اروپا و بخشهایی از آسیا، در مناطقی قبل از پیدایش انسان، پستاندارانی چون: آهوی کوهی بزرگ ایرلندی و یا گوزن ایرلندی به طور گسترده تا پایان دوره پلیستوسن از میان رفتند. پیشتر، اگرچه گونه های جانوری منطبق با گرما مثل: فیل راست عاج (Palaeoloxodon) و کرگدن ها که در طول دوره میان دو یخبندان به وفور یافت می شدند در سرمای آخرین عصر یخ در حدود 45 هزار سال پیش ناپدید شدند اما تا انتهای دوره یخبندان در 20 هزار سال پیش به حیات خود ادامه دادند.
بارنوسکی گفت: این موردی بسیار آشکار برای انقراض بوسیله آب و هوا بدون تاثیری مهم از سوی انسان است.
به طور مشابه در آلاسکا و یوکون، ناپدید شدن خرس صورت کوچک مثل: آرکتودوس سیموس (Arctodus simus)، بزرگترین گوشتخوار زمینی ساکن امریکای شمالی، ماموتها و دو گونه اسب، قبل از آشکار شدن علائم حضور انسان اتفاق افتاد.
پالس دوم انقراض توسط آب و هوا در اروپا و آسیا در حدود 12 هزار سال پیش در مورد حیوانات منطبق با سرما آغاز شد. کرگدن پشمالو و ماموتها از گرما نابود شدند. بارنوسکی افزود: اما این امکان وجود دارد که با پیدایش انسان مدرن- Homo sapiens- با کستردگی زیاد ابزار و رژیم غذایی، با تاثیر منفی خود این حیوانات را در محدوده نامعلومی در اروپا همراه با گونه انسان پیشین مانند Homo erectus و Neanderthals متراکم کردند.
آمریکای شمالی، مثالی به خصوص از محلی است که انسان با کشتار بیش ازحد به روند انقراض آب و هوایی سرعت بخشیده است. شواهد کشتار ماموتها، نزدیک به اولین ظهور پیکانهای سنگی ساخته به دست انسانهای تمدن کلوویس Clovis در 11400 سال پیش تعیین شده است. اگرچه مصنوعات انسانی در ارتباط با فسیلهای جانوران منسوخ در تمامی قاره ها و نیز افریقا کشف شده اند، فقط ماموتها و ماستودونها با شواهد مسلمی دال بر کشتار توسط انسان در امریکای شمالیا یافت گردیده اند.
در طول یک دوره 1500 ساله، در پی پیدایش شکارچیان گونه کلوویس حیواناتی چون؛ شتر ها، اسبها، کرگدن ها، گرازهای امریکایی، خرس های صورت کوچک و ببر های دندان شمشیری همانند گلیپتودونتهای گورکن مانند (armadillo-like glyptodonts) و تنبل بزرگ زمینی (Megatheriadae) همگی از قاره امریکای شمالی ناپدید شدند.
بارنوسکی گفت: انسانها و تغییرات آب و هوایی در یک زمان به هم پیوستند تا این انقراق را در مگافونا باعث شوند.
وی افزود: وضعیت در امریکای جنوبی هنوز به هم ریخته است اما در آنجا هم تهاجمات انسان به همراه تغییرات آب و هوایی احتمالا با از میان رفتن پستانداران بزرگ همچون تنوعی از آرمادیلو ها و لاما ها و حیوانات شتر مانند، در شرایطی مشابه امریکای شمالی همزمان خواهند بود. در افریقا به همان اندازه، علت انقراض پستانداران بزرگ نا معلوم است، از زمان برخاستن انسان به همراه این حیوانات، آنها می بایست با یک مورد دیگر در تعادل باشند. در اینجا نیز همچون امریکای شمالی عدم اطمینان به علت کمبود اطلاعات وجود دارد.
در انقراض اخیر پستانداران بزرگ، بارنوسکی درسهایی برای آینده می بیند.
او گفت: انسان می خواست تنها حیوانات بزرگ را منزوی کند اما در کنار آن ضرر متوجه حیوانات کوچک نیز شد. تغییرات آب و هوایی تنها یک تقابل است- که در ابتدا کوچکتر ها را تحت تاثیر قرار داده و آنگاه از طریق آنها بر بزرگترها اثر می گذارد. امروزه شاهد هستیم که انسان ها حیوانات بزرگتر را کنار می زنند و تغییرات آب و هوایی بر کوچکتر ها اثر می گذارد، بنابراین می توانیم منتظر تغییراتی تماشایی در اکوسیستم باشیم.
یک مسئله مهم امروزه این است که، به دلیل تخطی و تجاوز انسان ، پناهگاهی برای حیواناتی که احتمالا بخواهند به خاطر تغییرات اقلیمی جابجا شوند وجود ندارد.
وی افزود: کاری که می توانیم به عنوان حمایت از طبیعت انجام دهیم اینست که مناطقی طبیعی شکل دهیم و به هم متصل کنیم تا حیوانات در آنها آمد و شد کنند، چراکه گونه ها به خودی خود نمی توانند این کار را انجام دهند، شاید راه حل این باشد که ما این کار را برایشان انجام دهیم.
در جایی دیگر فعالیتهای انسانی با درجه کمتر یا بیشتر در همراهی با تغییرات آب و هوایی منجر به انقراض شده است. در اروپا و بخشهایی از آسیا، در مناطقی قبل از پیدایش انسان، پستاندارانی چون: آهوی کوهی بزرگ ایرلندی و یا گوزن ایرلندی به طور گسترده تا پایان دوره پلیستوسن از میان رفتند. پیشتر، اگرچه گونه های جانوری منطبق با گرما مثل: فیل راست عاج (Palaeoloxodon) و کرگدن ها که در طول دوره میان دو یخبندان به وفور یافت می شدند در سرمای آخرین عصر یخ در حدود 45 هزار سال پیش ناپدید شدند اما تا انتهای دوره یخبندان در 20 هزار سال پیش به حیات خود ادامه دادند.
بارنوسکی گفت: این موردی بسیار آشکار برای انقراض بوسیله آب و هوا بدون تاثیری مهم از سوی انسان است.
به طور مشابه در آلاسکا و یوکون، ناپدید شدن خرس صورت کوچک مثل: آرکتودوس سیموس (Arctodus simus)، بزرگترین گوشتخوار زمینی ساکن امریکای شمالی، ماموتها و دو گونه اسب، قبل از آشکار شدن علائم حضور انسان اتفاق افتاد.
پالس دوم انقراض توسط آب و هوا در اروپا و آسیا در حدود 12 هزار سال پیش در مورد حیوانات منطبق با سرما آغاز شد. کرگدن پشمالو و ماموتها از گرما نابود شدند. بارنوسکی افزود: اما این امکان وجود دارد که با پیدایش انسان مدرن- Homo sapiens- با کستردگی زیاد ابزار و رژیم غذایی، با تاثیر منفی خود این حیوانات را در محدوده نامعلومی در اروپا همراه با گونه انسان پیشین مانند Homo erectus و Neanderthals متراکم کردند.
آمریکای شمالی، مثالی به خصوص از محلی است که انسان با کشتار بیش ازحد به روند انقراض آب و هوایی سرعت بخشیده است. شواهد کشتار ماموتها، نزدیک به اولین ظهور پیکانهای سنگی ساخته به دست انسانهای تمدن کلوویس Clovis در 11400 سال پیش تعیین شده است. اگرچه مصنوعات انسانی در ارتباط با فسیلهای جانوران منسوخ در تمامی قاره ها و نیز افریقا کشف شده اند، فقط ماموتها و ماستودونها با شواهد مسلمی دال بر کشتار توسط انسان در امریکای شمالیا یافت گردیده اند.
در طول یک دوره 1500 ساله، در پی پیدایش شکارچیان گونه کلوویس حیواناتی چون؛ شتر ها، اسبها، کرگدن ها، گرازهای امریکایی، خرس های صورت کوچک و ببر های دندان شمشیری همانند گلیپتودونتهای گورکن مانند (armadillo-like glyptodonts) و تنبل بزرگ زمینی (Megatheriadae) همگی از قاره امریکای شمالی ناپدید شدند.
بارنوسکی گفت: انسانها و تغییرات آب و هوایی در یک زمان به هم پیوستند تا این انقراق را در مگافونا باعث شوند.
وی افزود: وضعیت در امریکای جنوبی هنوز به هم ریخته است اما در آنجا هم تهاجمات انسان به همراه تغییرات آب و هوایی احتمالا با از میان رفتن پستانداران بزرگ همچون تنوعی از آرمادیلو ها و لاما ها و حیوانات شتر مانند، در شرایطی مشابه امریکای شمالی همزمان خواهند بود. در افریقا به همان اندازه، علت انقراض پستانداران بزرگ نا معلوم است، از زمان برخاستن انسان به همراه این حیوانات، آنها می بایست با یک مورد دیگر در تعادل باشند. در اینجا نیز همچون امریکای شمالی عدم اطمینان به علت کمبود اطلاعات وجود دارد.
در انقراض اخیر پستانداران بزرگ، بارنوسکی درسهایی برای آینده می بیند.
او گفت: انسان می خواست تنها حیوانات بزرگ را منزوی کند اما در کنار آن ضرر متوجه حیوانات کوچک نیز شد. تغییرات آب و هوایی تنها یک تقابل است- که در ابتدا کوچکتر ها را تحت تاثیر قرار داده و آنگاه از طریق آنها بر بزرگترها اثر می گذارد. امروزه شاهد هستیم که انسان ها حیوانات بزرگتر را کنار می زنند و تغییرات آب و هوایی بر کوچکتر ها اثر می گذارد، بنابراین می توانیم منتظر تغییراتی تماشایی در اکوسیستم باشیم.
یک مسئله مهم امروزه این است که، به دلیل تخطی و تجاوز انسان ، پناهگاهی برای حیواناتی که احتمالا بخواهند به خاطر تغییرات اقلیمی جابجا شوند وجود ندارد.
وی افزود: کاری که می توانیم به عنوان حمایت از طبیعت انجام دهیم اینست که مناطقی طبیعی شکل دهیم و به هم متصل کنیم تا حیوانات در آنها آمد و شد کنند، چراکه گونه ها به خودی خود نمی توانند این کار را انجام دهند، شاید راه حل این باشد که ما این کار را برایشان انجام دهیم.
منبع : خانه زمین شناسی ایران
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:30  توسط احسان کوثری
|
