تبليغاتX
انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تهران

انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه تهران

این وبلاگ متعلق به انجمن دانشجویی زمین شناسی دانشگاه تهران می باشد

تاریخچه و کاربردها

 

زمین شناسی مهندسی از دو کلمه Engineering به معنی مهندسی و Geology به معنی زمین شناسی گرفته شده است.زمین شناسی مهندسی ضمن بررسی تاثیر «محیط زمین شناسی» بر سازه‌های مهندسی یا زمین شناسی مهندسی ، راه‌حلهای مناسبی جهت کاهش یا برطرف نمودن خطرات احتمالی ارائه می‌دهد. باید توجه داشت که محیط زمین شناسی اطراف یک سازه به دو صورت با آن در ارتباط است. یکی توسط مصالح زمین شناسی ، یعنی سنگ ، خاک و آب ، دیگری فرآیندها و مخاطرات زمین شناسی مثل سیل ، زمین لرزه ، حرکات دامنه‌ای و مانند آن. برخی از مولفین زمین شناسی مهندسی را سهوا به جای «ژئوتکنیک» به کار می‌برند. بطور کلی زمین شناسی مهندسی به توسط روشهای اکتشافی متنوع تاثیر محیط زمین شناسی اطراف را بر سازه مهندسی یا پروژه عمرانی تعیین می کند. همچنین نقش احداث سازه را در تحریک و تغییر رفتار زمین مشخص می سازد.

 

تاریخچه و سیر تحولی

 

از قرنها پیش معماران و سازندگان بناها بر این نکته معترف بودند که برای جلوگیری از نشست، کج شدن یا فرو ریختن ساختمانشان محتاج آگاهی از شرایط زمین هستند. البته ساختمانهای قدیمی همواره با توجه به تجربیات سازنده بنا و اغلب به روش آزمون و خطا احداث می‌شد. در سال 1776 و زمانی که «کولن» برای اولین بار تئوریهای مربوط به فشار زمین را ارائه داد، استفاده از روشهای تحلیلی در بررسی زمین آغاز شد.

بررسی‌های کولن بر روی دیواره‌های حائل نشان داد که وقتی دیوار حائلی کج می‌شود، گوه‌ای از خاک ناپایدار در پشت آن ایجاد می‌گردد که یک طرف آن ، دیوار و سمت دیگر آن یک سطح گسیختگی است. کولن فشار اولیه وارده به دیوار را به وزن گوه و مقاومت برشی در امتداد سطح برش ، که برحسب اصطکاک داخلی بیان نمود، مربوط کرد. در سال 1871 «اتو مور» فرضیه‌ای عمودی برای مقاومت مصالح زمین شناسی در برابر گسیختگی ارائه داد.

سالها گذشت تا آنکه «ترزاقی» مکانیک خاک را به صورت شاخه‌ای از مهندسی عمران مطرح نمود. دانش مکانیک خاک با اولین کنفرانس بین المللی در مورد مکانیک خاک و مهندسی پی که در سال 1936 میلادی در دانشگاه هاروارد آمریکا برگزار شد، در سطح جهانی تثبیت گردید.

از سالهای دور مهندسان و زمین شناسان مفاهیم مربوط به رفتار مکانیکی سنگها را در معدن‌کاری و صنعت نفت به کار می‌گرفتند، ولی این رشته تا اوایل دهه 60 میلادی مخصوصا تا سال 1996 که اولین کنفرانس بین المللی مکانیک سنگ در شهر لیسبون پرتغال برگزار شد، هنوز به طور رسمی به عنوان شاخه‌ای از دانش مهندسی به حساب نمی‌آمد.

واژه «ژئوتکنیک» اولین بار در سال 1948 میلادی توسط انستیتوی مهندسان ساختمان بریتانیا به کار گرفته شد و به تدریج مفهوم آن غنای بیشتری یافت، تا اینکه در سال 1974 «مهندسی ژئوتکنیک» به عنوان رشته‌ای خاص توسط انجمن مهندسان ساختمان ایالات متحده امریکا نیز به رسمیت شناخته شد.

امروزه واژه ژئوتکنیک به مفهوم مجموعه‌ای مشتمل بر سه دانش مکانیک خاک ، مکانیک سنگ و زمین شناسی مهندسی به کار گرفته می‌شود.

 

زمین و سازه‌های مهندسی

سازه‌های مهندسی صرفنظر از آن که ما آن را مجموعا «محیط شناسی» می‌نامیم ، تاثیر می‌پذیرند. شاید بتوان عناصر تشکیل دهنده محیط زمین شناسی را به نحو زیر به چهار جز مختلف تقسیم کرد:

 

 

« فرآیندهای زمین شناسی: چون فرسایش ، رسوب گذاری ، زمین لرزه و آتشفشان

« ساختمانهای زمین شناسی: چون لایه بندی ، گسلها ، کوه یا دره یک رود

« مواد زمین شناسی: چون سنگ و خاک و آب و هوا

«زمان: که همه چیز در ارتباط با آن در تغییر دائم است.

 

مواد و مصالح زمین شناسی از دیدگاه مهندسی

مواد جامد و طبیعی تشکیل دهنده ، بخشهای خارجی زمین را به دو گروه اصلی سنگ و خاک تقسیم می‌کنند.

سنگ : از نقطه نظر زمین شناسی ، سنگ به موادی از پوسته زمین اطلاق می‌شود که از یک یا چند کانی که با یکدیگر پیوند یافته‌اند، درست شده است.

خاک : خاک توده‌ای از ذرات یا دانه‌های منفصل یا دارای پیوند سست است که بر اثر هوازدگی سنگ بطور بر جا تشکیل شده است درجه سخت و سنگ شدگی خاک ناچیز تا صفر بوده و در بسیاری موارد حاوی مواد آلی است و گیاهان می‌توانند بر روی آن رشد کنند.

 

ژئودینامیک

یکی از وظایف مهم زمین شناسی مهندسی تشخیص احتمال وقوع فرآیندهای ژئودینامیکی ، مثل سیل و زمین لرزه ، که شاید بتوان آنها را «بلایای زمین شناسی» نیز نامید، قادرند ضمن ایجاد تلفات جانی ، خسارات جبران ناپذیری نیز به سازه مهندسی وارد آورند. مهندسانی که در پروژه‌های عمرانی و ساختمانی فعالیت دارند، باید از شرایط طبیعی که منجر به بروز این مشکلات می‌شود، آگاهی داشته باشند، تا به این وسیله بتوانند احتمال رخداد هر یک از آنها را در محدوده سازه مورد نظر برآورد نمایند.

 

نقش زمین شناسی مهندسی و مسئولیت ‌های حرفه‌ای

زمین شناسی مهندسی واقعیت‌های علمی مشاهده شده یا اندازه گیری شده را که سرشت فیزیکی یگانه پوسته زمین را توصیف می‌کند به صورت اطلاعات زمین شناسی در می‌آورد و این اطلاعات را بر تشخیص مرز محدودیت‌های مهم فیزیکی که می‌تواند در طراحی ، ساخت و نگهداری هر پروژه مهندسی موثر باشد به دانسته‌های مهندسی تبدیل می‌کند. زمین شناسی مهندسی با ایفای این نقش ویژگیهای زمین شناختی محل اجرای پروژه را که در صورت داشتن شرایط نامطلوب سبب افزایش هزینه و در صورت داشتن شرایط مطلوب سبب کاهش هزینه خواهند شد، مشخص می‌کند. بدین ترتیب زمین شناسی مهندسی را می‌توان صاحب حرفه‌ای دو سویه نگر در نظر گرفت که از یک سو فرآیندهای زمین شناسی را در نظر دارد و از طرفی محصولات مهندسی مورد نظر اوست. بطورکلی مسئولیت‌های حرفه‌ای او را بصورت زیر می‌توان خلاصه کرد:

 

1) توصیف محیط زمین شناختی مربوط به پروژه مهندسی

2) توصیف مواد زمین ، توزیع آنها ، و ویژگیهای فیزیکی- شیمیایی آنها

3) استنتاج پیشینه رویدادهای موثر در زمین مواد

4) پیش بینی رویدادهای آتی و شرایطی که می‌تواند ایجاد شود.

5) توصیه مواد معرف برای نمونه برداری و آزمون

6) توصیه نحوه‌های کار و عمل با مواد و فرآیندهای گوناگون زمین .

7) توصیه یا ارائه معیارهای طراحی استخراج بخصوص در مورد زاویه شیبهای برش در موادی که آزمون مهندسی آنها نامناسب بوده است، یا در جاهایی که عناصر زمین شناسی عامل کنترل پایداری هستند.

8) وارسی حین کار ساختمانی برای تحقیق شرایط.

 

 

 

انواع روش ها و وسایل حفر گمانه

به منظور آگاهی از شرایط زمین شناسی و ژئوتکنیکی اعماق بیشتر زمین ، معمولا گمانه‌هایی حفر می‌شود. گمانه در واقع چاه قائمی است که توسط وسایل مکانیکی در خاک یا سنگ حفر می‌شود. گمانه‌های کم عمق گاه توسط دستگاه ساده‌ای به نام اوگر (auger) که طرز کار آن مانند مته بخاری است، حفر می‌شوند. حفاری گمانه‌ها به صورتهای مختلف انجام می‌شود. در روش حفاری ضربه‌ای پیشروی توسط ضربات پی در پی به سر مته تیغه‌ای شکل انجام می‌شود و مدار کنده شده و خرد شده هر چند مدت یکبار بوسیله ابزار مخصوصی به نام گل کش از چاه خارج می‌شود. حفاری ضربه‌ای بیشتر در آبرفتها و رسوبات ناپیوسته ، مخصوصا اکتشاف زیر زمینی بکار می‌روند. نمونه‌هایی که به این ترتیب بدست می‌آید، کاملا دست خورده است.

1) حفاری شوئیدنی (Wash boring)

2) مته دورانی (Ratary drill)

3) اوگر مارپیچی ممتد

4) اوگر میان تهی

5) اوگرهای با قطر زیاد

6) حفاری ضربه‌ای

7) مته چکشی

8) مته ضربه‌ای بادی

9) روش توربینی

10) ماشین های حفر تونل ( نحوه تخلیه ، قیمت آنها ، اجزاء این ماشین ها )

http://geoaria.blogfa.com/

 

.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:46  توسط المیرا حبیب اله  | 

Application of calcareous algae to depositional environment and sequence- stratigraphy: an example from the Permian deposits in central Alborz, Iran

Mohammad Lankarani, Abdolhossein Amini, Hossein Mosadegh

School of Geology, University College of Science, University of Tehran, Tehran, Iran

School of Geosciences, Damghan University of Basic Sciences, Damghan, Iran

(Email m_lankarani80@yahoo.com)

The succession of Permian rocks in Gaduk Area (Central Alborz) is dominated by siliciclastic

facies (Doroud Formation) in the lower, and carbonates facies (Ruteh Formation) in the upper

part. This succession overlies the Lower Carboniferous Mobarak Formation and is underlain by

Lower Triassic carbonates of Elikah Formation unconformably. Carbonate facies were deposited

in a homoclinal carbonate ramp which was established due to relative sea level rise during the

middle Permian.This study resulted in recognition and separation of various groups of calcareous algae in Ruteh

limestones which some of them show considerable abundance in facies. Calcareous algae are the

most significant bathymetric indicators that their abundance and distribution reliably can be used

for distinguishing different depositional sub-environments.

The algal assemblages are composed mainly of late Paleozoic ancestral red algae,

Gymnocodiacean green algae, dasycladacean green algae, phylloid algae which are most

probably Udoteacean green algae and also cyanobacteria

Dasycladaceans and Gymnocodiaceans are associated with warm shallow back-reef lagoonal

sub-environments, while cyanobacteria characterize intertidal-supratidal sub-environments.

Large dasycladaceans are found in high-energy deposits (bioclast grainstones). Ancestral red

algae are most common in deeper parts of ramp. In these parts, the abundance of red algae

respect to green algae is high. The relationship between depositional environment and algae,

characteristic for each depositional unit, can be used to interpret the relative sea-level changes.

Dasycladacean and Gymnocodiacean abundance and diversity was low when relative sea level

was low. Instead, highest abundance and diversity of the algae corresponds with highstand and

stillstand stage of relative sea level. Since rapid grow and recovery rate of phylloid algae, they

are good tools for discrimination of short-term sea-level fluctuation

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 14:35  توسط محمد لنکرانی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

نظر به رسالتي كه در مقام يك دانشجو متوجه ماست؛ در راستاي ترويج علم زمين شناسي و ابعاد گوناگون آن؛ از يك سو و كمك به شناخت بيشتر و بهتر زمين شناسي ايران؛ از سوي ديگر؛ ضروري ديديم كه اطلاعات علمي موجود را به اشكال مختلف در اختيار علاقه مندان قرار دهيم. اين هدف؛ ان شاء الله از محور وبگاه انجمن علمي زمين شناسي دانشگاه تهران ميسر خواهد گرديد.

                                                                                                              محمد لنكراني

                                                                                             دانشجوي دوره دكتراي رسوب شناسي   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 14:13  توسط محمد لنکرانی  |