آنچه که پيشرو داريد، گفتاري است از سلسله مباحثي پيرامون پهنة اقيانوسي تتيس که به صورت جلسات بحث آزاد، با حمايت انجمن زمينشناسي دانشگاه تهران، در يکي روزهاي هر هفته در اتاق سمينار دانشکدة زمينشناسي برگزار ميشود. اين جلسات به پيشنهاد آقاي دکتر اميني، استاد دانشکدة زمينشناسي، به منظور شناخت بهتر زمينشناسي ايران داير گرديده و هر هفته با حضور دانشجويان رشتههاي مختلف پيگرفته ميشود.
تتيس (Tethys) نامي است که براي اقيانوسي قديمي که در ادوار گذشتة زمينشناسي در بخشهاي وسيعي از کرة زمين گسترش داشته، به کار برده شده است. پس از پيدايش نظرية زمينساخت صفحهاي (Global Tectonics) در اواخر دهة هفتاد ميلادي و به دنبال آن با آغاز مطالعات گستردة زمينشناسان بر روي حوضههاي رسوبي و تحليل آنها بر پاية چارچوبهاي زمينساختي، اين حوضه به شکل جزئيتري مورد بررسي قرار گرفته و خود به حوضههاي ديگري که هر کدام در محدودة زماني خاصي توسعه داشتهاند، تقسيم گرديد. بدينترتيب با اين مطالعات، نامهايي چون پالئوتتيس (Paleotethys) ، نئوتتيس (Neotethys) ، مزوتتيس (Mesotethys) و پاراتتيس (Paratethys) نيز وارد قاموس زمينشناسي گرديد.
در اولين جلسه از اين سلسله مباحث، موضوع بحث پيرامون اقيانوس پالئوتتيس، پيدايش و تحولات آن بوده است. پهنة ساختاري البرز شامل ارتفاعات شمال صفحة ايران است كه به شكل تاقديسي با راستاي تقريبي شرقي- غربي، از افغانستان تا ارمنستان امتداد دارد. از نگاه زمينشناختي، موقعيت البرز منطبق بر محل اقيانوس پالئوتتيس است كه از برخورد سنگكرة (Lithosphere) ايران با سنگ كرة توران، در ترياس پسين به وجود آمده است. يافتههاي ديرينهشناختي البرز، نشان ميدهد كه قديميترين سنگهاي رخنمون يافته در البـرز، نهشتههاي سازند كهر است كه داراي سن نوپروتروزوييك پسين Late Neoproterozoic)) ميباشند. وجود طبقات آواري همراه با ميانلايههايي از گدازههاي اسيدي- بازيک در آنها، نشان ميدهد که در ابتداي پالئوزوئيک، فرآيندهاي گسلش پوستة زمين تؤام با فعاليتهاي محدود آتشفشاني منجر به توسعة يک محيط دريايي بسيار وسيع ولي کم عمق گرديد که در ادبيات زمينشناختي از آن با نام پروتوتتيس (Prototethys) ياد ميشود. پروتوتتيس دريايي از نوع برقارهاي (Epicontinental) بوده است. اين پلاتفرم (پادگانة رسوبي) با رسوبگذاري کربنات کلسيم در بستر و نهشتههاي آواري در حواشي به حيات خود تا دورة اردوويسين (دورة دوم از دوران اول زمينشناسي) ادامه داد. بنابراين در حد فاصل پركامبرين پسين تا اردويسين، پوستة قارهاي ايران و به ويژه البرز، جايگاه تكاملي حوضة دريايي كم عمقي بوده است. ظهور ناگهاني (در مقياس زمان زمينشناسي) رخسارههاي عميق دريايي همراه با ميانلايههايي از سنگهاي آتشفشاني اسيدي- بازي که در همه جاي ايران بر روي نهشتههاي کمعمق دريايي مذکور قرار گرفتهاند، گواه آن است که يک رخداد کافت قارهاي (Rifting) در اين برهة زماني اتفاق افتاده است. اين رخداد کافتي منجر به زايش اقيانوس جديدي به نام پالئوتتيس (Paleotethys) در شمال ايران و در موقعيت فعلي البرز گرديد. از اين زمان تا اواخر دورة ترياس، تقريبأ در تمامي نواحي ايران و حتي شبه جزيرة عربستان، مجموعههاي رسوبي با ويژگيهاي رخسارهاي مشابهي در بستر اين اقيانوس راسب شدهاند. مرز ميان واحدهاي رسوبي پالئوزوئيك- ترياس مياني در همهجاي ايران و عربستان، به رغم نبودهاي چينهاي فراوان، همشيباست كه اين امر نشانگر پايداري تکتونيکي حوضة پالئوتتيس و وقوع حركتهاي زمينساختي جزئي و ناچيز در آن است. در حد فاصل اردوويسين تا ترياس (اوايل دوران دوم)، پوستة ايران و به ويژه البرز، جايگاه تكاملي يک فلاتقاره (Continental shelf) كم عمق با رسوبگذاري غالب کربناته بوده است.
در ترياس پسين، سنگكرة قارهاي (Lithosphere) البرز با ورقة توران برخورد نمود که بر اثر اين برخورد، ضمن پايان گرفتن حيات اقيانوس پالئوتتيس، پديدههاي بالاآمدگي پوسته (و ايجاد رشته کوه البرز)، دگرگون شدن سنگهاي قديمي و جايگيري تودههاي آذرين در اين پهنه صورت گرفته است. بسته شدن اين اقيانوس، همزمان و متناسب با ايجاد (بازشدن) حوضة اقيانوسي ديگري به نام نئوتتيس (Neotethys) در محل زاگرس فعلي بوده است که در رابطه با آن، در آينده بحث خواهد شد.
